محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

454

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الأرض عليهم فيه فأكلت من لحومهم و شربت من دمائهم فأصبحوا في فجوات قبورهم جمادا لا ينمون و ضمارا لا يوجدون لا يفزعهم ورود الأهوال و لا يحزنهم تنكّر الأحوال و لا يحفلون بالرّواجف و لا يأذنون للقواصف غيّبا لا ينتظرون و شهودا لا يحضرون و إنّما كانوا جميعا فتشتّتوا و آلافا فافترقوا و ما عن طول عهدهم و لا بعد محلّهم عميت أخبارهم و صمّت ديارهم و لكنّهم سقوا كأسا بدّلتهم بالنّطق خرسا و بالسّمع صمما و بالحركات سكونا فكأنّهم في ارتجال الصّفة صرعى سبات . ( 2 ) » ترجمه شگفتا چه مقصد بسيار دورى و چه زيارت‌كنندگان بيخبرى و چه كار دشوار و مرگبارى پنداشتند كه جاى مردگان خالى است ، آنها كه سخت مايه عبرتند و از دور با ياد گذشتگان ، فخر مىفروشند . آيا به گورهاى پدران خويش مىنازند و يا به تعداد فراوانى كه در كام مرگ فرو رفته‌اند آيا خواهان بازگشت اجسادى هستند كه پوسيده شده و حركاتشان به سكون تبديل گشت آنها مايه عبرت باشند سزاوارتر است تا تفاخر اگر با مشاهده وضع آنان به فروتنى روى آورند عاقلانه‌تر است تا آنان را وسيله فخرفروشى قرار دهند اما بدانها با ديده‌هاى كم‌سو نگريستند ، و با كوته‌بينى در امواج نادانى فرو رفتند ، اگر حال آنان را از خانه‌هاى ويران ، و سرزمين‌هاى خالى از زندگان ، مىپرسيدند ، پاسخ مىدادند : آنان با گمراهى در زمين فرو خفتند ، و شما ناآگاهانه دنباله‌روى آنان شديد . بر روى كاسه‌هاى سر آنها راه مىرويد و بر