محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
429
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
إن عظمت في الحقّ منزلته و تقدّمت في الدّين فضيلته بفوق أن يعان على ما حمّله اللّه من حقّه و لا امرؤ و إن صغّرته النّفوس و اقتحمته العيون بدون أن يعين على ذلك أو يعان عليه . ( 4 ) » ترجمه و آنگاه كه مردم حق رهبرى را اداء كنند و زمامدار حق مردم را بپردازد ، حق در آن جامعه عزّت يابد و راههاى دين پديدار و نشانههاى عدالت برقرار و سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پايدار گردد ، پس روزگار اصلاح شود و مردم در تداوم حكومت اميدوار و دشمن در آرزوهايش مأيوس مىگردد . امّا اگر مردم بر حكومت چيره شوند ، يا زمامدار بر رعيّت ستم كند ، وحدت كلمه از بين مىرود ، نشانههاى ستم آشكار ، و نيرنگبازى در دين فراوان مىگردد ، و راه گسترده سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله متروك ، هواپرستى فراوان ، احكام دين تعطيل و بيمارىهاى دل فراوان شود . مردم از اينكه حقّ بزرگى فراموش مىشود ، يا باطل خطرناكى در جامعه رواج مىيابد ، احساس نگرانى نمىكنند پس در آن زمان نيكان خوار و بدان قدرتمند مىشوند و كيفر الهى بر بندگان بزرگ و دردناك خواهد بود . پس بر شماست كه يكديگر را نصيحت كنيد ، و نيكو همكارى نماييد . درست است كه هيچ كس نمىتواند حق اطاعت خداوندى را چنان كه بايد بگزارد ، هرچند در بهدست آوردن رضاى خدا حريص باشد ، و در كار بندگى تلاش فراوان نمايد ، لكن بايد به مقدار توان ، حقوق الهى را رعايت كند كه يكى از واجبات الهى ، يكديگر را به اندازه توان نصيحت كردن ، و برپا داشتن حق ، و يارى دادن به يكديگر است . هيچ كس هرچند قدر او در حق بزرگ ، و ارزش او در دين بيشتر باشد ، بىنياز نيست كه او را