محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

423

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

كلّ فجعلها نظاما لألفتهم و عزّا لدينهم فليست تصلح الرّعيّة إلّا بصلاح الولاة و لا تصلح الولاة إلّا باستقامة الرّعيّة . ( 2 ) » ترجمه پس از ستايش پروردگار ، خداوند سبحان ، براى من ، بر شما به جهت سرپرستى حكومت ، حقّى قرار داده و براى شما همانند حق من ، حقّى تعيين فرموده است . پس حق گسترده‌تر از آن است كه وصفش كنند ، ولى به هنگام عمل تنگنايى بىمانند دارد حق اگر به سود كسى اجرا شود ، ناگزير به زيان او نيز روزى به‌كار رود ، و چون به زيان كسى اجراء شود روزى به سود او نيز جريان خواهد داشت . اگر بنا باشد حق به سود كسى اجراء شود و زيانى نداشته باشد ، اين مخصوص خداى سبحان است نه ديگر آفريده‌ها ، به خاطر قدرت الهى بر بندگان ، و عدالت او بر تمام موجوداتى كه فرمانش بر آنها جارى است ، لكن خداوند حق خود را بر بندگان ، اطاعت خويش قرار داده و پاداش آن را دوچندان كرده است ، از روى بخشندگى و گشايشى كه خواسته به بندگان عطا فرمايد . پس ، خداى سبحان برخى از حقوق خود را براى بعضى از مردم واجب كرد و آن حقوق را در برابر هم گذاشت ، كه برخى از حقوق برخى ديگر را واجب گرداند و حقّى بر كسى واجب نمىشود مگر همانند آن را انجام دهد و در ميان حقوق الهى بزرگ‌ترين حق ، حق رهبر بر مردم و حق مردم بر رهبر است ، حق واجبى كه خداى سبحان ، بر هردو گروه لازم شمرد ، و آن را عامل پايدارى پيوند ملّت و رهبر و عزّت دين قرار داد . پس رعيّت اصلاح نمىشود