محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

418

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

گرفتار كرد ؛ نه بىفرزند و خاندان مانده و نه از دين خدا روىگردانم نه منكر پروردگار ، نه ايمانم دگرگون و نه عقلم آشفته ، و نه به عذاب امّت‌هاى گذشته گرفتارم . در حالىكه صبح كردم كه بنده‌اى بىاختيار و بر نفس خود ستمكارم . خدايا بر تو است كه مرا محكوم فرمايى در حالىكه عذرى ندارم و توان فراهم آوردن چيزى جز آنچه كه تو مىبخشايى ندارم ، و قدرت حفظ خويش ندارم جز آن‌كه تو مرا حفظ كنى . خدايا به تو پناه مىبرم از آن‌كه در سايه بىنيازى تو ، تهيدست باشم ، يا در پرتو روشنايى هدايت تو گمراه گردم ، يا در پناه قدرت تو بر من ستم روا دارند ، يا خوار و ذليل باشم در حالىكه كار در دست تو باشد . خدايا ! جانم را نخستين نعمت گرانبهايى قرار ده كه مىستانى و نخستين سپرده‌اى قرار ده كه از من بازپس مىگيرى . خدايا ! ما به تو پناه مىبريم از آن‌كه از فرموده تو بيرون شويم ، يا از دين تو خارج گرديم ، يا هواهاى نفسانى پياپى بر ما فرود آيد كه از هدايت ارزانى شده از جانب تو سر باز زنيم . واژه‌شناسى عروقى : اعضاى بدن . دابرى : نسل . ملتبسا : آميخته و مخلوط . التتايع : انجام پياپى شر و بدى يا لجاجت . در برخى نسخه‌ها نيز به صورت « تتابع » آمده كه به همين معنا است . ساختار ادبى يصبح : فعل تام است و فاعل مىگيرد .