محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
406
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
نه آنكه آگاهى او از جايى گرفته شده يا در حال فزونى باشد و يا از كسى فراگيرد ، ادارهكننده سراسر نظام آفرينش است بىآنكه نيازى به فكر كردن يا انديشه درونى داشته باشد ، خدايى كه تاريكىها او را پنهان نسازد و از نورها روشنى نگيرد ، شب او را نپوشاند و روز بر او نمىگذرد ، نه بينايى او از راه ديدگان ، و نه علم او از راه اطلاعات و اخبار است . خدا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را با روشنايى اسلام فرستاد ، و در گزينش ، او را بر همه مقدّم داشت ، با بعثت او شكافها را پر ، و سلطهگران پيروز را درهم شكست ، و سختىها را آسان ، و ناهموارىها را هموار فرمود تا آنكه گمراهى را از چپ و راست تارومار كرد . واژهشناسى لا يرهقه ليل : شب او را خسته نمىكند . الرتق : به هم آوردن . ساور به : بهوسيله آن بر او چيره شد . الحزونة : زبرى و سختى . سرح : دور ساخت . ساختار ادبى عن شبه : جار و مجرور و متعلق به « العلى » . لمقال : لام جر در اينجا زايد و تنها براى تاكيد است . « مقال » نيز مفعول « الغالب » است .