محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
390
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
مىكند . منافقان به خدا و پيامبرش ايمان نداشتند ، ولى در ظاهر خود را مومن به خدا و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله جلوه مىداند تا خون و مالشان را ايمن كنند . خداوند سورهاى ويژه در شرح حالشان نازل كرده است . آنان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز به شيوه نفاقآميز خود ادامه دادند . مسلمانان با آنان همچون ساير صحابه برخورد مىكردند و از حقيقت درونشان خبر نداشتند و براى همين بسيارى از احكام دين خود را از آنان مىپرسيدند . اگر شك و ترديدى نيز در آنان نزد ديگران پديد مىآمد ، كسى را ياراى طعنه زدن به آنان نبود ؛ زيرا عنوان صحابه به آنان مصونيت مىبخشيد و اهل سنت تا به امروز نيز اين مصونيت را برايشان قائل هستند . « 1 » غزالى مىگويد : « دانشمندان گذشته و عموم دانشمندان امروز معتقدند كه عدالت صحابه از راه آيات خداوند اثبات مىشود . عقيده ما نيز چنين است ؛ جز آنكه از راه قطعى به انجام گناه آگاهانه از سوى آنان پى ببريم و اين امر تاكنون ثابت نشده است . پس نيازى به تلاش براى اثبات عدالت آنان نيست . . . » « 2 » شبيه اين عبارت در منابع مختلف اصول فقه اهل سنت آمده است . ( فتقرّبوا إلى أئمّة الضّلالة و الدّعاة إلى النّار بالزّور و البهتان ) منافقان از گذشته تاكنون بر اين منش هستند كه دين و احكام آن را
--> ( 1 ) . اهل سنت صحابه را چنين تعريف مىكنند : هركس پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ملاقات كرده و به او ايمان آورد و به حال مسلمانى از دنيا رود . اهل سنت معتقدند كه صحابه همگى عادل بوده و به بهشت خواهند رفت و كسى از آنان اهل جهنم نيست . نك : الاصابه : 1 / 10 و 1 / 13 - 16 . ( 2 ) . فتح الباري : 3 / 2 ؛ جوهر النقي : 1 / 421 .