محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

387

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

حضرت نسبت داده شد كه ايستاد و خطابه ايراد كرد و فرمود : « هركس از روى عمد به من دروغ نسبت دهد جايگاه او پر از آتش است . » افرادى كه حديث نقل مىكنند چهار دسته‌اند كه پنجمى ندارد : نخست منافقى كه تظاهر به ايمان مىكند و نقاب اسلام بر چهره دارد ، نه از گناه مىترسد و نه از آن دورى مىجويد و از روى عمد دروغ به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نسبت مىدهد . اگر مردم مىدانستند كه او منافق دروغگو است ، از او نمىپذيرفتند و گفتار دروغين او را تصديق نمىكردند ، اما با ناآگاهى مىگويند او از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است ، رسول خدا را ديده و از او حديث شنيده ، و از او گرفته است ، پس حديث دروغين او را قبول مىكنند . در صورتى كه خدا تو را از منافقين آنگونه كه لازم بود آگاهاند ، و وصف آنان را براى تو بيان داشت . آنان پس از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باقى ماندند و به پيشوايان گمراهى و دعوت كنندگان به آتش با دروغ و تهمت نزديك شده پس به آنان ولايت و حكومت بخشيدند ، و بر گردن مردم سوار گرديدند ، و به وسيله آنان به دنيا رسيدند ، همانا مردم هم با سلاطين و دنيا هستند ، مگر آن‌كس كه خدا او را حفظ كند ، اين يكى از آنچه ار گروه است . دوم كسى كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله چيزى را به اشتباه شنيده ، امّا سخن آن حضرت را درست حفظ نكرده است ، و با توهّم چيزى را گرفته ، امّا از روى عمد دروغ نمىگويد ، آنچه در اختيار دارد روايت كرده و به آن عمل مىكند و مىگويد من از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آن را شنيده‌ام . اگر مسلمانان بدانند كه او اشتباه كرده و غير واقعى پنداشته ، از او نمىپذيرفتند ، خودش هم اگر آگاهى مىيافت كه اشتباه كرده آن را رها مىكرد .