محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

37

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( و أين ذو الشهادتين ؟ ) ذو الشهادتين ، لقب خزيمة پسر ثابت انصارى از قبيله اوس بود . او در جنگ بدر و ديگر جنگ‌ها شركت داشت و در جنگ جمل و صفين نيز ، با حضرت امير عليه السّلام بود . وقتى كه عمار ، در جنگ صفين به شهادت رسيد ، وى گفت : « همانا از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه به عمار فرمود : تو را گروه ستمكار مىكشند . » « 1 » آن‌گاه خزيمه تا آنجا كه توانست ، از آنان كشت تا اين‌كه به شهادت رسيد و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گواهى و شهادت او را در حد دو نفر ، پذيرفته بود و از آن پس به او ذوالشهادتين مىگفتند و در علت اين نامگذارى و سبب مسئله گفته‌اند كه : همانا پيامبر صلّى اللّه عليه و آله از مرد اعرابى ، اسبى خريده بود و آن مرد كه پشيمان شده بود ، انكار كرد كه اسبى فروخته است و به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گفت : چه كسى شاهد و گواه معامله تو با من است ؟ آن‌گاه خزيمه شهادت داد كه مرد اعرابى ، اسبش را به حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله فروخته است ، حضرت صلّى اللّه عليه و آله از او پرسيد : آيا تو هنگام معامله حاضر بودى ؟ خزيمه پاسخ داد : نه يا رسول اللّه ! ولى تو را بدانچه از جانب خدا آورده‌اى تصديق مىكنم ، پس چگونه تو را در اين معامله با مرد اعرابى ، راستگو و صادق ندانم ؟ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : گواهى و شهادت تو ، گواهى دو مرد است . ( و أين نظر اؤهم من اخوانهم الذين تعاقدوا على المينة و ابرد برؤسهم الى الفجرة ) در جنگ صفين 2800 نفر از صحابى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضور داشتند كه 87 تن از آنان ، صحابى بدرى بودند كه در جنگ بدر با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله حضور داشتند و نيز 900 نفر از كسانى كه در بيعت « رضوان » حضور داشتند ، در جنگ صفين

--> ( 1 ) . « سمعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله يقول : تقتل عمارا الفئة الباغية » .