محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
351
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
آنگاه فاطمه عليها السّلام خنديد . عائشه از دليل گريه نخست و خنده دوم پرسيد . حضرت عليها السّلام پاسخ داد : « پدرم در آغاز در گوشم گفت كه او در اين بيمارى از دنيا رحلت خواهد كرد و من گريستم و سپس دوباره در گوشم گفت كه من نخستين كسى از اهلبيتش هستم كه به او مىپيوندم و من خنديدم . » « 1 » ( قلّ يا رسول اللّه عن صفيّتك صبري و رق عنها تجلّدي ) تعبير « صفيتك » به جايگاه فاطمه عليها السّلام نزد خداوند و پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله اشاره دارد . خطيب بغدادى مىگويد : « پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود كه على عليه السّلام حبيب خداوند و حسن و حسين عليهما السّلام برگزيدگان خداوند و فاطمه كنيز خداوند است و لعنت خداوند بر كسى باد كه آنان را دشمن دارد . » « 2 » ( إلّا أنّ في التّأسّي لي بعظيم فرقتك و فادح مصيبتك موضع تعزّ ) مصيبت از دست دادن جگرگوشه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر قلب امام عليه السّلام سنگين بود ؛ ولى اين سنگينى به اندازه از دست دادن خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نبود و آن حضرت رحلت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را تحمل كرده بود و در نتيجه تحمل مصيبت دوم نيز در توانش بود . امام عليه السّلام درباره مصيبت مىفرمايد : « اگر بردبارى كنيم ، مصيبت بر ما مىگذرد و ما در برابر آن پاداش مىگيريم و اگر ناشكيبى كنيم باز مصيبت بر ما مىگذرد و ما متحمل گناه شدهايم . » « 3 » ( فلقد و سّدتك في ملحودة قبرك ) اين جمله را امام عليه السّلام به پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله مىگويد . على عليه السّلام در زمان حيات و مرگ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله با آن حضرت بود و عقل و روح و بدنش همراهش بود . ( و فاضت بين نحري و صدري نفسك ) اين عبارت
--> ( 1 ) . مسند احمد : 6 / 282 ؛ صحيح بخاري : 4 / 183 و : 101 . ( 2 ) . امالي ، طوسي : 355 ح 77 ؛ جواهر السنيه : 260 . ( 3 ) . نهج البلاغه : حكمت 291 .