محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
315
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در فوران ، چراغى است كه شعلههاى آن فروزان و نشانه هميشه استوارى است كه روندگان راه حق با آن هدايت شوند ، پرچمى است كه براى راهنمايى پويندگان راه خدا نصب گرديده ، و آبشخورى است كه وارد شوندگان آن سيراب مىشوند . خداوند نهايت خشنودى خود را در اسلام قرار داده ، و بزرگترين ستونهاى دينش ، و بلندترين قله اطاعت او در اسلام جاى گرفته است ، اسلام در پيشگاه خداوند ، داراى ستونهايى مطمئن ، بنايى بلند ، راهنمايى هميشه روشن ، شعلهاى روشنىبخش ، برهانى نيرومند ، و نشانهاى بلندپايه است ، كه درافتادن با آن ممكن نيست پس اسلام را بزرگ بشماريد ، از آن پيروى كنيد ، حق آن را اداء نماييد و در جايگاه شايسته خويش قرار دهيد . سپس خداوند سبحان حضرت صلّى اللّه عليه و آله را هنگامى مبعوث فرمود كه دنيا به مراحل پايانى رسيده ، نشانههاى آخرت نزديك ، و رونق آن به تاريكى گراييده و اهل خود را بهپا داشته ، جاى آن ناهموار ، آماده نيستى و نابودى ، زمانش در شرف پايان ، و نشانههاى نابودى آن آشكار ، موجودات در آستانه مرگ ، حلقه زندگى آن شكسته و اسباب حيات درهم ريخته ، پرچمهاى دنيا پوسيده ، و پردههايش دريده و عمرها به كوتاهى رسيده بود . در اين هنگام خداوند پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را ابلاغكننده رسالت ، افتخارآفرين امّت ، چونان باران بهارى براى تشنگان حقيقت آن روزگاران ، مايه سربلندى مسلمانان و عزّت و شرافت يارانش قرار داد . واژهشناسى اصطنعه على عينه : آن را با دانش و علم خود برپا ساخت .