محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

311

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىخواهد بگويد كه هواى نفس آدمى را كور ساخته و او را حق و واقعيت غافل مىكند . ( و شفاء مرض أجسادكم ) تقوا ما را به پايبندى به تعاليم اسلام وامىدارد و اسلام از پرخورى كه ريشه همه بيمارىها است نهى مىكند و به خودنگهدارى در خوردن كه ريشه همه درمان‌ها است سفارش مىكند . ( و صلاح فساد صدوركم و طهور دنس أنفسكم و جلاء عشا أبصاركم ) اين بند عطف تفسير بر « دواء داء قلوبكم » است . ( و أمن فزع جأشكم ) تقوا از خشم و عذاب خداوند ايمن مىسازد . ( و ضياء سواد ظلمتكم ) پرهيزگار به خود با چشمى راستين مىنگرد و عينك غرور و جهل بر چشم ندارد . او پيش از ديگران خود را نكوهش مىكند و صفات بسيار نيك آنان را ديده و لغزش‌هاى بسيار كوچك خود را نيز در نظر دارد . او به اشتباهات خود اعتراف كرده و تلاش در جبران آنها دارد و راه مكر و فريب در پيش نمىگيرد . ( فاجعلوا طاعة اللّه شعارا دون دثاركم و دخيلا دون شعاركم و لطيفا بين أضلاعكم ) خداوند را در پنهانىها و نه تنها در برابر چشمان مردم ، فرمان بريد و به او در رفتار و كردار و نه تنها گفتار ايمان بياوريد . ( و أميرا فوق أموركم ) كارهايتان را از روى طاعت خدا و براى جلب خشنوديش انجام دهيد و تنها مصالح و خواسته‌هاى شخصى خود را دنبال نكنيد . ( و منهلا لحين ورودكم ) طاعت خداوند تنها راه رهايى در قيامت است . ( و شفيعا لدرك طلبتكم ) هيچ شفاعتى نزد خداوند جز از راه تقوا و فرمانبردارى نيست . ( و جنة ليوم فزعكم ) طاعت خداوند سپرى در برابر عذاب روز قيامت است . ( و مصابيح لبطون قبوركم ) نيكوكاران در گورهايشان از نور اعمالشان