محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

301

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

نبودم ، بلكه با جان خود پيامبر صلّى اللّه عليه و آله را يارى كردم . در جاهايى كه شجاعان قدم‌هايشان مىلرزيد و فرار مىكردند ، آن دليرى و مردانگى را خدا به من عطا فرمود . رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در حالىكه سرش بر روى سينه‌ام بود ، قبض روح گرديدند ، و جان او در كف من روان شد آن را بر چهره خويش كشيدم . متصدّى غسل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله من بودم ، و فرشتگان مرا يارى مىكردند ، گويا در و ديوار خانه فرياد مىزد . گروهى از فرشتگان فرود مىآمدند و گروهى ديگر به آسمان پرواز مىكردند . گوش من از صداى آهسته آنان كه بر آن حضرت نماز مىخواندند ، پر بود ، تا آنگاه كه او را در حجره‌اش دفن كرديم . چه كسى با آن حضرت در زندگى و لحظات مرگ از من سزاوارتر است پس ، مردم با دل بينا حركت كنيد و نيّت خويش را در جهاد با دشمن راست بداريد . سوگند به خدايى كه جز او خدايى نيست ، من بر جاده حق مىروم ، و دشمنان من بر پرتگاه باطلند ، مىگويم آنچه را مىشنويد ، و براى خود و شما از خدا طلب آمرزش دارم . واژه‌شناسى المستحفظون : امانت داران . واسيت : يارى كردم . النجدة : شجاعت و دليرى . افنية : جمع « فناء » به معنى حياط خانه . الهينمة : صداى پنهان . المزلة : لغزشگاه .