محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

275

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خود را به انجام واجبات و تكاليف خويش ملزم ساخته و در برابر حقوق شخصى خود متسامح و آسان‌گير است . صاحبان حق را يارى و با مبطلان مبارزه مىكند . اگر فرصتى براى اظهار ساختن خود از دست بدهد ، اندوهگين نمىشود و به هيچ يك از بندگان خدا بدى نمىكند و جز بر خدا و سپس خود تكيه نمىكند . او خود را صادقانه و بدون ريا و دورويى به آداب شرع و دين آراسته است . شريف رضى مىگويد : امام عليه السّلام هنوز سخن خويش را به پايان نرسانده بود كه همّام فريادى برآورد و جان داد . آن‌گاه امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند كه از همين بر او مىترسيدم . سپس افزود : اندرزهاى گيرا چنين در اهل موعظه اثر مىگذارد ! در اين حال كسى از جاى برخاست و گفت : اى امير مؤمنان ! پس چرا تو باوجود اين اندرزها جان نمىدهى ؟ امام عليه السّلام فرمود : واى بر تو ! زمان و شيوه مرگ هركسى تعيين شده كه از آن تخطى نمىكند . ديگر از اين سخنان نگو كه اين گفته را شيطان بر زبانت راند ! آدمى فرزند زمين و شبيه آن است . پس در مقايسه بين همّام و قلب اثرپذيرش با اين مرد و قلب سختش درمىيابيم كه اولى همانند زمين پاك و حاصلخيز است و دومى همانند زمين سخت و شوره‌زار كه در آن هيچ نمىرويد . گفته شده كه امام عليه السّلام در اين خطبه به توصيف انسانهايى خيالى و غير واقعى پرداخته و يا تنها خود را توصيف كرده و يا انسان را آن‌گونه كه بايد باشد . انسان در جهان واقع از گوشت و پوست و عواطف و شهوات ساخته شده و از آنها گسسته نيست . در پاسخ اين سخن گفته مىشود كه اين خطبه به پرهيزگارى و نيكورفتارى فرا مىخواند و از اين‌روى به تكرار