محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

273

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

( قرة عينه فيما لا يزول و زهادته فيما لا يبقى ) هوسهاى دنيوى او را نزد خويش فرا مىخوانند ؛ ولى او جز در پى آخرت نيست . ( يمزج الحلم بالعلم ) بردبارى و خودنگهدارى او از روى دانش و خردورزى است و از سستى و ناتوانىاش ناشى نمىشود . پيش از اين نيز عبارت « علما فى حلم » به همين ويژگى اشاره داشت . ( و القول بالعمل ) به گفته‌هايش عمل مىكند و چيزى نمىگويد كه خود به آن عمل نمىكند . ( تراه قريبا أمله ، قليلا ز للّه ، خاشعا قلبه ، قانعة نفسه ، منزورا أكله . . . ) از رحمت خداوند نوميد نمىشود و اگر روزى لغزشى از او سر زد ، بلافاصله توبه مىكند و به درگاه خداوند نيايش مىكند . شهواتش را سركوب مىكند و خشمش را فرو مىخورد . . . خشوع و فروتنى در برابر خدا دارد و راه قناعت در پيش گرفته است . او غذا مىخورد تا زنده بماند ؛ نه آن‌كه زنده است تا بيشتر غذا بخورد . ( الخير منه مأمول و الشر منه مأمون ) او برپايه تلاش و دسترنج خود زندگى مىكند و تنها درندگان بيابان هستند كه به ديگران تجاوز مىكنند ( إن كان في الغافلين كتب في الذاكرين ) همراه هر جمع و گروهى نمىشود و از همسايه بد و محيط فاسد اثر نمىپذيرد . او در هرحال بر نيكى خويش پايدار است ، حتى اگر فساد همه جهان را فرا گيرد . ( و إن كان في الذاكرين لم يكتب من الغافلين ) با خوبان و نيكان سازگار و همراه مىشود و از خود ياد نيك در ميانشان بر جاى مىگذارد . ( يعفو عمن ظلمه ) بدى را به خوبى و سخن نيك پاسخ مىدهد . پس اگر بدكار به راه راست نگراييده و از بدى خود دست نكشد ، آن‌گاه با همه توان به مبارزه‌اش مىرود ؛ زيرا سكوت در برابر تجاوزگر به تشويق بيشتر او در اين راه مىانجامد . ( و يصل من قطعه ) پيوند خود را با پيوندگسلان حفظ