محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
271
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
در تواناييهاى خود مبالغه و زيادهروى نمىكنند و خود را با افتخارات پوچ و تهى فريب و نيرنگ نمىزنند ؛ بلكه هموارده از خطا و اشتباه هراسان و گريزانند . ( إذا زكي أحدهم ، خاف مما يقال له ) از سخنان ستايشآميز ديگران فريب نمىخورند و در دام غرور نمىافتند . ( فيقول : أنا أعلم بنفسي من غيري ، و ربي أعلم بي من نفسي ) زندگى انسان ، دو لايه دارد : لايه ظاهرى و لايه باطنى . زندگى ظاهرى در بين مردم و در برابر آنان آشكار است و زندگى باطنى تنها براى خدا و خود شخص آشكار است و كس ديگرى از آن آگاه نيست . خداوند مىفرمايد : « در آنروز انسان را از تمام كارهايى كه از پيش يا پس فرستاده آگاه مىكنند . بلكه انسان خودش از وضع خود آگاه است » « 1 » برتراند راسل ، فيلسوف معروف انگليسى مىگويد : « شناخت برخى حقايق درباره انسان جز از راه خود انسان ممكن نيست و براى همين بايد انسان را بهعنوان ابزارى براى شناخت خودش مورد مطالعه قرار داد . » « 2 » ( اللهم لا تؤاخذني بما يقولون ) به درگاه خداوند دعا مىكند و از عجب و غرور به او پناه مىبرد تا در زمره زيانكاران قرار نگيرد ( و اجعلني أفضل مما يظنون ) و از خدا مىخواهد كه او را بهتر از گمان ستايشگران قرار دهد ( و اغفر لي ما لا يعلمون ) و از گناهان و لغزشهايش درگذرد . ( فمن علامة أحدهم أنك ترى له قوة في دين و حزما في لين . . . عن طمع ) پرهيزگارى جز از راه پايدارى و يقين و آگاهى راستين بهدست نمىآيد و نيز خود نگهدارى و ثبات و ميانهروى و اعتدال و فروتنى و تلاش و حفظ شادابى
--> ( 1 ) . يُنَبَّؤُا الْإِنْسانُ يَوْمَئِذٍ بِما قَدَّمَ وَ أَخَّرَ * بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصِيرَةٌ قيامت / 75 : 13 - 14 . ( 2 ) . نك : فلسفه با نگاه علمى ، از همين مولف .