محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
269
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
وى در سختىها آرام ، و در ناگواريها بردبار و در خوشىها سپاسگزار است . به آنكه دشمن دارد ستم نكند و نسبت به آنكه دوست دارد به گناه آلوده نشود . پيش از آنكه بر ضد او گواهى دهند به حق اعتراف مىكند و آنچه را به او سپردهاند ، ضايع نمىسازد و آنچه را به او تذكر دادند ، فراموش نمىكند . مردم را با لقبهاى زشت نمىخواند ، همسايگان را آزار نمىرساند ، در مصيبتهاى ديگران شاد نمىشود و در كار ناروا دخالت نمىكند ، و از محدوده حق خارج نمىشود . اگر خاموش است سكوت او اندوهگينش نمىكند و اگر بخندد آواز خنده او بلند نمىشود و اگر به او ستمى روا دارند صبر مىكند تا خدا انتقام او را بگيرد . نفس او از دستش در زحمت ، ولى مردم در آسايشند . براى قيامت خود را به زحمت مىافكند ، ولى مردم را به رفاه و آسايش مىرساند . دورى او از برخى مردم ، از روى زهد و پارسايى و نزديك شدنش با بعضى ديگر از روى مهربانى و نرمى است . دورى او از تكبّر و خودپسندى و نزديكى او از روى حيله و نيرنگ نيست . سخن امام عليه السّلام كه به اينجا رسيد ، ناگهان همّام نالهاى زد و جان داد . امام عليه السّلام فرمود : سوگند به خدا من از اين پيشآمد بر همّام مىترسيدم . سپس گفت : آيا پندهاى رسا با آنان كه پذيرنده آنند ، چنين مىكند ؟ ! شخصى رسيد و گفت : چرا با تو چنين نكرد ؟ امام عليه السّلام پاسخ داد : واى بر تو ، هر أجلى وقت معيّنى دارد كه از آن پيش نيفتد و سبب مشخّصى دارد كه از آن تجاوز نكند . آرام باش و ديگر چنين سخنانى مگو ، كه شيطان آن را بر زبانت رانده است . واژهشناسى خولطوا : خردهايشان تباه گشته است .