محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

259

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

را بيان فرمايد . پس خدا را سپاس و ثنا گفت ، و بر پيامبرش صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد ، و فرمود : پس از ستايش پروردگار همانا خداوند سبحان پديده‌ها را در حالى آفريد كه از اطاعتشان بىنياز و از نافرمانى آنان در امان بود ، زيرا نه معصيت گناهكاران به خدا زيانى مىرساند و نه اطاعت مؤمنان براى او سودى دارد ، روزى بندگان را تقسيم و هركدام را در جايگاه خويش قرار داد . امّا پرهيزگاران در دنيا داراى فضيلت‌هاى برترند ، سخنانشان راست ، پوشش آنان ميانه‌روى ، و راه رفتنشان با تواضع و فروتنى است ، چشمان خود را بر آن‌چه خدا حرام كرده مىپوشانند ، و گوش‌هاى خود را وقف دانش سودمند كرده‌اند ، و در روزگار سختى و گشايش ، حالشان يكسان است و اگر نبود مرگى كه خدا بر آنان مقدّر فرموده ، روح آنان حتى به اندازه بر هم زدن چشم ، در بدن‌ها قرار نمىگرفت ، از شوق ديدار بهشت و از ترس عذاب جهنّم . خدا در جانشان بزرگ و ديگران كوچك مقدارند ، بهشت براى آنان چنان است كه گويى آن را ديده و در نعمت‌هاى آن به‌سر مىبرند ، و جهنّم را چنان باور دارند كه گويى آن را ديده و در عذابش گرفتارند . دل‌هاى پرهيزگاران اندوهگين و مردم از آزارشان در أمان ، تن‌هايشان لاغر و درخواست‌هايشان اندك ، و نفسشان عفيف و دامنشان پاك است . در روزگار كوتاه دنيا صبر كرده‌اند تا آسايش جاودانه قيامت را به دست آورند : تجارتى پر سود كه پروردگارشان فراهم فرموده ، دنيا مىخواست آنها را بفريبد امّا عزم دنيا نكردند ، مىخواست آنها را اسير خود گرداند كه با فدا كردن جان ، خود را آزاد ساختند .