محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
244
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
پيش از پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و آله نيز همتايان خود را به سوى آن حضرت فرامىخواند و از بزرگى ايشان مىگفت . عبد الرحمان شرقاوى مىگويد : « على عليه السّلام در هشت سالگى با كودكان همسالش از فضايل پسر عمويش محمد صلّى اللّه عليه و آله مىگفت . او به آنان مىگفت كه محمد صلّى اللّه عليه و آله از واژه كنيز و برده در منزل استفاده نمىكند و به جاى آن ، كلمات احترامآميز بهكار مىبرد . او بر اشتباهات و كمكاريهاى بردگان بردبارى مىكرد و آنان را سرزنش نمىنمود » « 1 » گردنكشان قريش گاه كودكان را براى آزار و تمسخر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله گسيل مىداشتند . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله نيز على عليه السّلام را با خود همراه مىكرد تا كودكان را از آزار بازدارد . همچنين آن حضرت عليه السّلام در شب هجرت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ، در بستر ايشان خوابيد تا خطر مرگ را از پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله دور كند . در مقالهاى با عنوان « صحنههاى فداكارى در تاريخ اسلام » در اينباره چنين آمده است : « تاريخ اسلام سرشار از صحنههاى بزرگ فداكارى است . . . على بن ابى طالب عليهما السّلام از بزرگترين فداييان دوره نبوى بود و فداكارىهاى فراوان ايشان را نمىتوان شمارش كرد . شايد نخستين آنها هنگامى باشد كه ايشان در بستر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله خوابيد و احتمال مرگ ناگهانى را به جان خريد ؛ چه آنكه دشمنان از هر سو آن خانه را محاصره كرده بودند . على عليه السّلام در آن شب ، جان خود را فداى دين اسلام كرد و شب را تا به صبح به انتظار برق شمشيرها و نيزهها نشست . . . خطرپذيرىهاى فداكارانه على عليه السّلام به اندازهاى اهميت داشت كه يكى از
--> ( 1 ) . نك : محمد صلّى اللّه عليه و آله پيامبر آزادگى : 65 ، از مولف .