محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
229
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( فالأحوال مضطربة و الأيدي مختلفة و الكثرة متفرقة . . . و غارات مشنونة ) اين بند مضموم مستقلى دارد و در ارتباط با مطالب قبلى نيست . در اين بند از عرب سخن گفته شده و تعابير « بنات موءودة و اصنام معبوده » و . . . قرينه بر آن است . امام عليه السّلام مىخواهد جاهليت قبل از اسلام را با نژادپرستى يهود مقايسه كند و هردو را نكوهش نمايد . ( فانظروا إلى مواقع نعم اللّه عليهم حين بعث إليهم رسولا فعقد بملته طاعتهم . . . ) ضمير « عليهم » به عرب بازمىگردد و منظور از رسول ، محمد صلّى اللّه عليه و آله است كه به عدل و مساوات دعوت كرد . گردنكشان در واكنش به دعوت او ، به تمسخر پرداختند و دليل تمسخرشان تنها آن بود كه او به خداى يگانه فرا مىخواند . اما آن حضرت ايستادگى كرد و بر كلمه توحيد پاى فشرد . آنان ، ثروت و قدرت به او عرضه كردند تا وى را بفريبند ؛ اما آن حضرت اعتنايى نكرد و دعوت خويش را پى گرفت . پس او را به شكلهاى گوناگون آزار دادند و او جز بر ايستادگى و ايمانش نيافزود . آنگاه او را به همراه خانوادهاش سه سال محاصره كردند و او باز كوتاه نيامد . سرانجام توطئه قتلش را چيدند و خداوند چشمانشان را كور ساخت و آن حضرت از بين آنان گذشت و خود را به مدينه رساند . مشركان پس از آن نيز با همه نيرو و توان خود به مبارزه با آن حضرت پرداختند ، ولى خداوند او را پيروز ساخت . مسلمانان به نام پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بر سرزمين كسرا چيره گشتند و مستعمرات امپراتورى روم را آزاد ساختند و سرزمين خود را به مرزهاى هند و چين و جنوب فرانسه رساندند . مسلمانان به فضل پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شرق و غرب را از علوم و دانشهاى خود سرشار ساختند . پس از فروپاشى خلافت و تعدد كشورهاى