محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
209
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
بود ، و كسى از هلاكتش جان سالم نخواهد برد : نه دانشمند به خاطر دانشش ، و نه فقير به جهت لباس كهنهاش ، در امان مىباشد . خداوند بندگانش را با نماز و زكات و تلاش در روزهدارى ، حفظ كرده است ، تا اعضا و جوارحشان آرام و ديدگانشان خاشع و جان و روانشان فروتن و دلهايشان متواضع باشد ، كبر و خودپسندى از آنان رخت بربندد ، چرا كه در سجده ، بهترين جاى صورت را به خاك ماليدن ، فروتنى آورد و گذاردن اعضاء پرارزش بدن بر زمين ، اظهار كوچكى كردن است و روزه گرفتن و چسبيدن شكم به پشت ، عامل فروتنى است و پرداخت زكات ، براى مصرف شدن ميوهجات زمين و غير آن در جهت نيازمنديهاى فقرا و مستمندان است . به آثار عبادات بنگريد كه چگونه شاخههاى درخت تكبّر را درهم مىشكند و از روييدن كبر و خودپرستى جلوگيرى مىكند من در اعمال و رفتار جهانيان نظر دوختم ، هيچ كس را نيافتم كه بدون علّت درباره چيزى تعصّب ورزد ، جز با دليلى كه با آن ناآگاهان را بفريبد ، و يا برهانى آورد كه در عقل سفيهان نفوذ كند ، مگر شما را ، زيرا درباره چيزى تعصّب مىورزيد كه نه علّتى دارد و نه سببى ، ولى شيطان به خاطر اصل خلقت خود بر آدم عليه السّلام تعصّب ورزيد ، و آفرينش او را مورد سرزنش قرار داد و گفت : « مرا از آتش و تو را از گل ساختهاند » و سرمايهداران فساد زده امّتها براى داشتن نعمتهاى فراوان تعصّب ورزيدند و گفتند : « ما صاحبان فرزندان و اموال فراوانيم و هرگز عذاب نخواهيم شد . » پس اگر در تعصّب ورزيدن ناچاريد ، براى اخلاق پسنديده ، افعال نيكو و كارهاى خوب تعصّب داشته باشيد . همان افعال و كردارى كه انسانهاى با شخصيّت و