محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

190

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

لوجهه و الاستكانة لأمره و الاستسلام لطاعته أمورا له خاصّة لا تشوبها من غيرها شائبة و كلّما كانت البلوى و الاختبار أعظم كانت المثوبة و الجزاء أجزل . ( 11 ) » ترجمه وقتى كه موسى بن عمران و برادرش هارون عليهما السّلام بر فرعون وارد شدند ، و جامه‌هاى پشمين به تن ، و چوب‌دستى در دست داشتند ، و با فرعون شرط كردند كه اگرف تسليم پروردگار شود حكومت و ملكش جاودانه بماند و عزّتش برقرار باشد ، فرعون گفت : « آيا از اين دو نفر تعجّب نمىكنيد كه دوام عزّت و جاودانگى حكومتم را به خواسته‌هاى خود ربط مىدهند ، در حالىكه در فقر و بيچارگى به‌سر مىبرند ! اگر چنين است چرا دستبندهاى طلا به همراه ندارند ؟ » اين سخن را فرعون براى بزرگ شمردن طلا و تحقير پوشش لباسى از پشم گفت ، در حالىكه اگر خداى سبحان اراده مىفرمود ، به هنگام بعثت پيامبران ، درهاى گنج‌ها و معدن‌هاى جواهرات و باغات سرسبز را به روى پيامبران مىگشود و پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان به حركت درمىآورد . امّا اگر اين كار را مىكرد ، آزمايش از ميان مىرفت ، و پاداش و عذاب بىاثر مىشد و بشارت‌ها و هشدارهاى الهى بىفايده مىبود و بر مؤمنان اجر و پاداش امتحان شدگان واجب نمىشد و ايمان آورندگان ثواب نيكوكاران را نمىيافتند ، و واژه‌ها ، معانى خود را از دست مىداد . در صورتى كه خداوند پيامبران را با عزم و اراده قوى ، گرچه با ظاهرى ساده و فقير مبعوث كرد ، با قناعتى كه دل‌ها و چشم‌ها را پر سازد ، هر چند فقر و ندارى ظاهرى آنان چشم و گوش‌ها را خيره سازد .