محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

184

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

زمين را پيشنهاد داد و آن حضرت نپذيرفت . اگر مسيح اهداف ديگرى را دنبال مىكرد ، پيشنهاد شيطان را مىپذيرفت و در برابرش كرنش مىكرد و همانند بسيارى از رهبران امروز خيانت و مزدورى را پيشه خود مىساخت . ( الذين تكبروا عن حسبهم و ترفعوا فوق نسبهم ) از كسانى بپرهيزيد كه به القاب و عناوين و قدرت و منصب خود افتخار مىكنند . در حديثى آمده است : « اى جماعت قريش ! اصل و نسب انسان به دينش است و مروت آدمى در اخلاقش و اصل او در خردش . » « 1 » ( و ألقوا الهجينة على ربهم ) رهبران و بزرگان هر قومى بر مردم خود بزرگى مىفروشند و مىپندارند كه خدا بزرگى را سزاوارشان دانسته و ديگران را از آن محروم ساخته است . اين ، تهمتى بزرگ به خدا است . خداوند مىفرمايد : « در حقيقت ارجمندترين شما نزد خدا پرهيزگارترين شماست ؛ بىترديد خداوند داناى آگاه است » « 2 » ( و جاحدوا اللّه ما صنع بهم ، مكابرة لقضائه و مغالبة لآلائه ) قدرتمندان نعمت خدا را در راه چيرگى بر بندگانش به‌كار مىگيرند و به جاى شكر و فروتنى ، نافرمانى او مىكنند و سركشانه نعمتهايش را انكار مىكنند . ( فإنهم قواعد أساس العصبية و دعائم أركان الفتنة و سيوف اعتزاء الجاهلية ) منظور از عصبيت ، تعصب در غير حق است و منظور از فتنه ، تفرقه‌افكنى و تبه‌كارى است . « إعتزاء » به معناى پيوستن و منصوب شدن است . اين بند در صدد نكوهش قدرتمندان است و آنان را ريشه هر بيمارى و گرفتارى مىداند . ( فاتقوا اللّه و لا تكونوا لنعمه عليكم أضدادا ) هر نعمتى شكر و فروتنى را

--> ( 1 ) . كافى : 8 / 181 ؛ كنز العمال : 3 / 789 ح 8765 ؛ تاريخ دمشق : 44 / 358 . ( 2 ) . إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ حجرات / 49 : 13 .