محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
172
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شما فخر فروخت و برحسب و نسب شما طعنه زد و عيب گرفت و با سپاهيان سواره خود به شما هجوم آورد و با لشكر پياده راه شما را بست ، كه هر كجا شما را بيابند شكار مىكنند و دست و پاى شما را قطع مىكنند ، نه مىتوانيد با حيله و نقشه آنها را بپراكنيد و نه با سوگندها قادريد از سر راهتان دور كنيد . زيرا كمينگاه شيطان ذلّتآور ، تنگ و تاريك ، مرگآور و جولانگاه بلا و سختىهاست ، پس شرارههاى تعصّب و كينههاى جاهلى را در قلب خود خاموش سازيد ، كه تكبّر و خودپرستى در دل مسلمان از آفتهاى شيطان ، غرورها ، و كششها و وسوسههاى اوست . تاج تواضع و فروتنى را بر سر نهيد ، و تكبر و خودپسندى را زير پا بگذاريد ، و حلقههاى زنجير خودبزرگبينى را از گردن باز كنيد ، و تواضع و فروتنى را سنگر ميان خود و شيطان و لشكريانش قرار دهيد ، زيرا شيطان از هر گروهى لشكريان و يارانى سواره و پياده دارد و شما همانا قابيل نباشيد كه بر برادرش تكبّر كرد و خدا او را برترى نداد ، او خويشتن را بزرگ مىپنداشت و حسادت وى را به دشمنى واداشت ، تعصّب آتش كينه را در دلش شعلهور كرد و شيطان باد كبر و غرور در دماغش دميد و سرانجام پشيمان شد و خداوند گناه قاتلان را تا روز قيامت بر گردن او نهاد . واژهشناسى الرّجل : جمع « راجل » به معناى پياده است . فوّق السهم : تير را در كمان نهاد . أغرق الأمر : در كارى مبالغه كرد . نزع بالسهم : تير را پرتاب كرد .