محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
166
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
خداوند پس از آفرينش فرشتگان و نهادن صفت خودبينى در آنها ، آزادى كامل را به ايشان عطا كرد و سپس اراده كرد كه حقيقت درونى هريك از آنها را آشكار سازد تا بهطور عادلانه سزاوار ستايش و نكوهش شوند . براى همين ، آدم را از گل آفريد و به آنان دستور داد كه بر او سجده كنند . ( تمييزا بالاختبار لهم و نفيا للاستكبار عنهم و إبعادا للخيلاء منهم ) هركس فرمانبردار باشد ، از مقربان مىگردد و هركس روى بگرداند و نافرمانى كند ، همانند ابليس از درگاه رحمت خداوند رانده مىشود . اگر خداوند انسان را از نورى درخشنده و خيرهكننده و شگفتانگيز مىآفريد و عطرى دلانگيز در او مىنهاد و سپس فرشتگان را به سجده امر مىكرد ، در اينصورت هيچ يك از آنها سرپيچى نمىكردند و در نتيجه فضيلت ذاتى آنان آشكار نمىشد . امام عليه السّلام در همين خطبه يادآور مىشود كه خداوند بندگانش را با سنگهايى نابينا و ناشنوا در دل صحرا آزمود تا ببيند كدام يك از او فرمان برده و كدام يك نافرمانى مىكنند . فرق شيطان و ابليس ( فاعتبروا بما كان من فعل اللّه بإبليس . . . ) برخى كلمات قرآن مانند چشم و گوش براى همگان مفهوم و روشن است و برخى كلمات ديگر مانند « طلح » به معناى موز را واژهشناسان مىدانند . كلمات ديگرى نيز هست كه قرآن خود آنها را توضيح مىدهد و يا در روايات امامان توضيح داده شدهاند . واژههاى ابليس و شيطان از اين دستهاند و ما بهطور دقيق نمىدانيم كه فرق اين دو چيست . واژه شيطان در قرآن درباره موجودات شرور جن و انس بهكار رفته و نيز به معناى وسوسه و پندارهاى ناپاك آمده است . خداوند مىفرمايد : « و بدين