محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

16

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اوست و در ميان همه آنها ، قوانينى را نهاده است كه هريك كار خود را داراست . قانون جاذبه از آن جمله است . ( قائمات بلا سند ) همان معناى « موطدات بلا عمد » را مىدهد و براى توضيح بيشتر بيان شده است يعنى خداوند آسمان‌ها را بدون ستون و تكيه‌گاه آفريده و برپا نموده است . ( دعاهن فأجبن طائعات مذعنات ، غير متلكئات و لا مبطئات ) خداوند تمامى اجرام و كرات آسمانى را به‌گونه‌اى ويژه و خاص ، از لحاظ شكل ، اندازه و حجم آفريده است و آنها را براساس حكمت و مهندسى خاص ، در مكان‌هاى معينى قرار داده است تا همان‌گونه كه اراده كرده ، هدف مطلوب و خواسته‌اش تحقق يابد . حضرت عليه السّلام نيز با واژه‌هاى « طائعات مذعنات » به انسجام و به‌هم‌پيوستگى ستارگان و سيارات اشاره كرده است . همچنان‌كه در اين آيه نيز ، به اين مطلب اشاره شده است . « سپس به آفرينش آسمان پرداخت ، در حالىكه به‌صورت دود بود ، به آسمان و زمين دستور داد : به وجود آييد ( و شكل گيريد ) خواه از روى اطاعت و خواه اكراه ؛ آنها گفتند : « ما از روى اطاعت مىآييم . » « 1 » ( لو لا اقرارهن له بالربوبية و اذعانهن بالطوعيه ، لما جعلهن موضعا لعرشه ) اگر آسمان‌ها تحت سيطره و قدرت حق تعالى نمىبود ، در اين‌صورت ، اختيار آنها نيز خارج از فرمان و قدرت وى بود و او نيز فرمانروا و حاكم آنها نمىبود . ( و لا مسكنا لملائكته ) زيرا او بندگان و مخلوقاتش را فقط در حيطه فرمانروايى و سلطنت خوى جاى مىدهد و اين عبارت اشاره دارد به اين‌كه

--> ( 1 ) . ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ فصلت / 41 : 11 .