محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

148

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

الأعلاق : جمع « علق » و « علقة » به معناى قطعه و تكه است . ساختار ادبى أن تستعينوا : تأويل به مصدر مىرود و مجرور به « ب » محذوف است و عطف بر « اوصيكم بالإستعانة » مىگردد . ما أقلّ : از افعال تعجب است . « ما » به معناى شىء و مبتدا و محلا مرفوع است و « أقل » فعل ماضى و فاعل آن مستتر است و خبر براى « ما » قرار مىگيرد . من قبلها : مفعول است . حقّ : مفعول مطلق است . شرح و تفسير ( الحمد للّه الفاشي حمده ) همه آفريده‌ها با زبان حال ستايش خدا را مىگويند . برخى از شارحان توضيحات فراوان در ذيل اين بند آورده و از هر جايى سخنى گفته‌اند . خلاصه اين بند ، همان اشاره به ستايشگرى آفريده‌ها براى خدا با زبان و يا با وجودشان است . ( و الغالب جنده ) حزب اللّه از راه حجت و برهان در دنيا پيروز و چيره هستند و با عزت و نيرو در جهان آخرت برتر از ديگران هستند . ( و المتعالي جده ) كمال و جلال خداوند متعالى است . ( أحمده على نعمه التؤام و آلائه العظام ) خدا را بر فراوانى و پيوستگى نعمتهايش و روزى و سلامتى و ديگر نعمتها سپاس مىگويم ؛ اما نعمت بزرگتر از همه اينها همان هدايت و توانايى بر انجام كارهاى نيك است . ( الذي عظم حلمه فعفا و عدل في كل ما قضى و علم ما يمضي و ما مضى ) او به عدل و داد داورى مىكند و از روى