محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

104

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خود موجودات را اداره مىفرمايد و با فرمان خود همه را برپا مىدارد و با قدرت خود همه را استوار مىكند . سپس بدون آن‌كه نيازى داشته باشد بار ديگر همه را بازمىگرداند ، نه براى اين‌كه از آنها كمكى بگيرد ، و نه براى رها شدن از تنهايى تا با آنها مأنوس شود و نه آن‌كه تجربه‌اى به‌دست آورد و نه براى آن‌كه از فقر و نياز به توانگرى رسد . واژه‌شناسى الأود : كژى و ناراستى . تهافت : ريزش و سقوط . انفرج : گشوده شد . اسداد : جمع « سد » به معناى موانع طبيعى . خدّ : شكافت . المراح : محل استراحت و در صورت مضموم بودن ميم به معناى پناهگاه شتران و گاوان و ديگر چهارپايان است . سائمها : چوپان . متبلّدة : كودن و نادان . اكياس : جمع « كيّس » به معناى عاقل و زيرك . خاسئة : خوار و پست . حسيرة : ناتوان و درمانده . تكاد ، تتكاءد : كارى بر او سخت و گران آمد . آده يؤده : سنگين گشت . برأ : آفريد .