محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

102

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه مخلوقات را بدون استفاده از طرح و الگوى ديگران آفريد و در آفرينش پديده‌ها از هيچ كسى يارى نگرفت ، زمين را آفريد و آن را برپا نگهداشت ، بدون آن‌كه مشغولش سازد و در حركت و بىقرارى ، آن را نظم و اعتدال بخشيد و بدون ستونى آن را به‌پا داشت و بدون استوانه‌ها بالايش برد و از كجى و فرو ريختن نگهداشت و از سقوط و درهم شكافتن حفظ كرد ؛ ميخ‌هاى زمين را محكم و كوه‌هاى آن را استوار و چشمه‌هايش را جارى و دره‌ها را ايجاد كرد . آن‌چه بنا كرده به سستى نگراييد و آن‌چه را توانا كرد ناتوان نشد . خدا با بزرگى و قدرت بر آفريده‌ها حاكم است و با علم و آگاهى از باطن و درونشان باخبر است ، و با جلال و عزّت خود از همه برتر و بالاتر است ، چيزى از فرمان او سرپيچى نمىكند ، و چيزى قدرت مخالفت با او را ندارد تا بر او پيروز گردد و شتابنده‌اى از او توان گريختن ندارد كه بر او پيشى گيرد و به سرمايه‌دارى نياز ندارد تا او را روزى دهد . همه در برابر او فروتنند و در برابر عظمتش ذليل و خوار . از قدرت و حكومت او به سوى ديگرى نمىتوان گريخت ، كه از سود و زيانش در امان ماند . همتايى ندارد تا با او برابرى كند و او را همانندى نيست كه شبيه او باشد . اوست نابودكننده پديده‌ها پس از آفرينش ، كه گويا موجودى نبوده است . نابودى جهان پس از پديد آمدن ، شگفت‌آورتر از آفرينش آغازين آن نيست . چگونه محال است در صورتى كه اگر همه جانداران جهان ، از پرندگان و چهارپايان ، آن‌چه در آغل است و آنچه در بيابان سرگرم چراست ،