محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

62

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عن أمركم و لا لبّسته عليكم إنّما اجتمع رأي ملئكم على اختيار رجلين أخذنا عليهما ألّا يتعدّيا القرآن فتاها عنه و تركا الحقّ و هما يبصرانه و كان الجور هواهما فمضيا عليه و قد سبق استثناؤنا عليهما في الحكومة بالعدل و الصّمد للحقّ سوء رأيهما و جور حكمهما . ( 3 ) » ترجمه اگر به آن دو نفر ( ابو موسى و عمروعاص ) رأى به داورى داده شد ، تنها براى اين بود كه آن‌چه را قرآن زنده كرد ، زنده سازند و آن‌چه را قرآن مرده خواند ، بميرانند . زنده كردن قرآن اين است كه دست وحدت به‌هم دهند و به آن عمل نمايند و ميراندن ، از بين بردن پراكندگى و جدايى است . پس اگر قرآن ما را به سوى آنان بكشاند ، آنان را پيروى مىكنيم و اگر آنان را به سوى ما سوق داد ، بايد اطاعت كنند . شما را پدر مباد ! من شرّى به راه نيانداخته و شما را نسبت به سرنوشتتان نفريفته و چيزى را بر شما مشتبه نساخته‌ام . همانا رأى مردم شما بر اين قرار گرفت كه دو نفر را براى داورى انتخاب كنند و ما هم از آنها پيمان گرفتيم كه از قرآن تجاوز نكنند ؛ امّا افسوس كه آنها عقل خويش را از دست دادند و حق را ترك كردند ؛ در حالىكه آن را به خوبى مىديدند . چون ستمگرى با هواپرستى آنها سازگار بود ، با ستم همراه شدند . ما پيش از داورى ظالمانه‌شان با آنها شرط كرديم كه به عدالت داورى كنند و براساس حق حكم نمايند ؛ امّا به آن پايبند نماندند . واژه‌شناسى البجر : شر و بدى .