محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

60

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اسرائيل درباره عيسى از يكديگر جدا شده و فرقه‌فرقه شدند . » « 1 » اين سخن اشاره به پيروان عيسى عليه السّلام مىكند كه او را خدا دانستند و به يهود كه او را زنازاده ناميدند . آقاى محسن امين به نقل از مسند احمد ، صحيح ترمذى ، استيعاب ابن عبد البر و مستدرك حاكم مىگويد : دشمنى با على عليه السّلام نشانه‌اى بود تا منافق از مؤمن راستگو شناخته شود . . . « 2 » از معاويه به شكل قطعى به‌جا مانده كه على عليه السّلام را دشنام مىداد و ديگران را هم به اين‌كار دعوت مىكرد . « 3 » انبوه مردم ( و الزموا السّواد الأعظم ) تعبير « سواد اعظم » به معناى جماعت است ؛ به اين دليل كه در جمله بعدى بدون فاصله از جماعت ياد شده است . ( فإنّ يد اللّه مع الجماعة ) دست خدا همراه با جماعت است . منظور از جماعت ، تعداد افراد است كه از آنها با عنوان توده مردم ياد مىشود ؛ مانند كشاورزان ، صنعتگران و تاجران ، انديشمندان و نويسندگانى كه زندگى توده مردم از آنها بىنياز نيست . طبقه توانگران از اين جماعت نيستند كه پيش از اين از آن به « همل » تعبير شد . هيچ امتى جز به زحمت و تلاش توده مردم ، نه نيك مىانديشد و نه پيش مىرود . اين مردم كسانى هستند كه تاريخ و تمدن را ساختند و پيوسته از گذشته تاكنون آثارى چون اهرام ، ديوار چين ، كانال سوئز و هزاران قلعه و

--> ( 1 ) . الاستيعاب ، ابن عبد البر : 3 / 36 . ( 2 ) . نك : أعيان الشيعه : 3 / 154 . ( 3 ) . براى آگاهى بيشتر نك : مسند احمد : 1 / 188 ؛ مجمع الزوائد : 9 / 130 ؛ نظم درر السمطين : 106 ؛ سنن ابى داود : 2 / 402 ؛ مجمع الزوائد : 9 / 130 ؛ الغارات : 2 / 843 ؛ المعجم الكبير : 3 / 82 ، ح 94 .