محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

57

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىكنيد ؟ اگر باز هم براساس گمان شما بپذيريم كه من خدا را نافرمانى كرده‌ام ، اين مسئله ، كفر و خروج از دين را در پى ندارد ؛ به اين دليل كه رفتار رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله با مرتكبان گناه كبيره مانند رفتار با ديگر مسلمانان بود و همه احكام اسلام را بر آنها نيز جارى مىكرد . سپس امام عليه السّلام چهار مثال مىآورد تا گواه آن باشد كه گناه - حتى اگر كبيره باشد - به كفر و الحاد منجر نمىشود : 1 - ( و قد علمتم أنّ رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله رجم الزّاني المحصن ثمّ صلّى عليه ثمّ ورّثه أهله ) مسلمانان براين مسأله توافق دارند : شخص متاهلى كه هرگاه بخواهد ، مىتواند به ديدار همسرش رود در صورتى كه زنا كند ، سنگسار مىشود ؛ لكن از اسلام خارج نمىشود . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر چنين كسى نماز خوانده و نزديكان مسلمانش از او ارث مىبرند . روش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله براى همه سند و نشانه است و همه مىدانيم زنا از گناهان كبيره است . 2 - ( و قتل القاتل و ورّث ميراثه أهله ) همچنين نقل شده كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به كشتن كسى كه مؤمنى را از روى عمد كشته است ، داورى كرد و بعد باقىمانده ثروت او را ميان خويشان مسلمانش تقسيم كرد . آدم‌كشى از گناهان كبيره است و اگر به كفر مىانجاميد هرگز مسلمان از ثروت او ارث نمىبرد ؛ زيرا براساس فقه مذاهب چهارگانه مسلمان از كافر ارث نمىبرد . از پاسخ امام عليه السّلام و دليل نقضى كه از روش پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آورده روشن مىگردد كه خوارج نيز همين باور را داشتند . البته برخى از صحابه و تابعان هستند كه معتقدند مسلمان از كافر ارث مىبرد ؛ مانند سعيد بن مسيب ، مسروق ، عبد اللّه بن معقل ،