محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
55
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
گفتند : هر گناهى كفر است . » « 1 » در اينجا واژه « كلّ » معناى عامى را مىرساند و تكتك گناهان از آن برداشت مىشود . شيخ ابو زهره نيز در كتاب مذاهب اسلامى خود بر همين نظر است . او بر خوارج خردهگيرىهايى دارد كه نمىتوانند از آن بگريزند . اشكالهاى او اين است : كافر خواندن امام عليه السّلام به دليل پذيرش حكميت به آن معناست كه هركس با نظر آنها مخالفت كند ، كافر بوده و كشتن او ضرورى است و اگر اشتباه كند خطاكار است ! اين عبارت ديگر ابو زهره در كتاب مذاهب اسلامى است كه براساس ديدگاه خوارج گناهكار كافر است . آنها ميان گناهان فرقى نمىنهادند و حتى به اشتباه در انديشه نيز نسبت گناه مىدادند ؛ هرگاه كه با آنچه خود درست مى پنداشتند مخالف بود . بنابراين على عليه السّلام را به دليل پذيرفتن حكميت به كفر متهم كردند ؛ با اينكه او در پذيرش حكميت اختيارى نداشت . . . اتهام به كفر و پافشارى در آن نشاندهنده آن است كه اشتباه در اجتهاد از نظر آنها سبب خروج از دين مىشود . « 2 » پس بنابر نظر آنها بايد اسلام را به خوارج محدود و ديگر مسلمانان را گمراه و خارج از دين قلمداد كرد . با وجود چنين نظرى ، خطاكار شمردن پيامبر صلّى اللّه عليه و إله هم ضرورى است . چون وى در حديثى متواتر فرموده است : « هرگاه حاكمى با اجتهاد خود حكم كرد و حكمش
--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر نك : المواقف : 4 / 380 ؛ كشف القناع ، بهوتى : 1 / 270 ؛ الملل و النحل ، شهرستانى : 1 / 48 ؛ المعتزلة و اصولهم الخمسة ، و موقف اهل السنة منهم : 14 - 21 . ( 2 ) . كتاب المذاهب الإسلامية : 241 .