محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
549
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
متّبع ، مبتدع : بدل مفصل از مجمل است و مبدلمنه نيز « رجلان » است . شرعة : مفعول « متّبع » است . بدعة : مفعول « مبتدع » است . جلاء غيره : مبتدا و خبر است . للقلب : جار و مجرور متعلق به « جلاء » است . شرح و تفسير ( أنّ المؤمن يستحلّ العام ما استحلّ عاما أوّل و يحرّم العام ما حرّم عاما أوّل . . . ما حرّم اللّه ) هريك از واجبات و محرمات كه برآمده از قرآن يا سنت باشند ، جاودان و ابدى هستند و زمان و مكان آنها را محدود نمىكند ؛ زيرا تنها خداوند مىتواند حلال و حرام را وضع كند و هيچكس ديگرى مانند پيامبر صلّى اللّه عليه و إله يا فرشتگان يا زمامداران و يا پارلمان چنين حقى را ندارند . خداوند مىفرمايد : « كسانى كه به موجب آنچه خدا نازل كرده داورى نكردهاند ، آنان خود كافرند . » « 1 » در حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نيز آمده است : « حلال محمد صلّى اللّه عليه و إله تا قيامت ، حلال است و حرام آن نيز تا قيامت حرام است . » « 2 » منظور از اين روايت وحى نازل شده بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله است كه منسوخ نگشته و از اعتبار نمىافتد . كسى كه حرام خداوند را حلال و يا حلالش را حرام گرداند ، هيچ عذر و بهانهاى نزد خداوند ندارد . در اينجا لازم است به دو نكته اشاره شود :
--> ( 1 ) . وَ مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ مائده / 5 : 44 . ( 2 ) . الكافى : 1 / 58 ح 19 ؛ وسائل الشيعه : 18 / 124 ح 47 .