محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
517
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فرستاد . آنان جنازه را سنگ مىزدند و مىگفتند : پير خرفت ! سپس طلحه دستور داد او را در گورستان يهود دفن كنند . « 1 » طلحه در زندگى و مرگ عثمان با او چنين كرد و سپس طالب خونخواهى او شد ! او درواقع در پى سودجويى خويش بود : ( أراد أن يغالط بما أجلب فيه ليلتبس الأمر و يقع الشّكّ ) طلحه مىخواست رد پاى خود را در مرگ عثمان گم كند ؛ اما سرانجام مروان او را با تيرى كشت و همانگونه كه او مىخواست دامى براى عثمان بگسترد ، مروان نيز او را در دام خود انداخت . « 2 » عبد الكريم خطيب به نقل از تاريخ ابن اعثم مىنويسد : « مروان در روز جنگ جمل گفت : من از طلحه در شگفتم كه او از سختترين افراد بر ضد عثمان بود و امروز از خونخواهان او گشته است ! آنگاه تيرى زهرآگين درآورد و طلحه را مورد هدف قرار داد . تير پاى طلحه را شكافت . » « 3 » ( و و اللّه ما صنع في أمر عثمان واحدة من ثلاث . . . ) امام عليه السّلام سؤال ساده و روشنى را از طلحه مىپرسد : طلحه كه به گمان خود ، عثمان را ستمگر مىشمرد و خونش را حلال مىدانست ، حال چگونه خونخواه عثمان گشته است ؟ ! بلكه بنابر معتقدات پيشين طلحه ، او بايد به يارى كشندگان عثمان برخيزد و از گروه يارىكنندگان وى جدا شود ؛ در حالىكه او با مروان در خونخواهى عثمان همپيمان گشته بود . اگر نيز طلحه براين باور است كه عثمان به ستم كشته شده است ، بنابراين بايد به دفاع از وى برمىخواست و
--> ( 1 ) . تاريخ طبرى : 3 / 396 ؛ تاريخ ابن خلدون : 2 / 147 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد : 2 / 431 ؛ الإمامة و السياسة : 1 / 97 . ( 3 ) . تاريخ ابن اعثم : 1 / 484 .