محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
513
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
عبيد اللّه براى خونخواهى عثمان شورش نكرد ، جز اينكه مىترسيد خون عثمان از او مطالبه شود ، زيرا او خود متّهم به قتل عثمان است ، كه در ميان مردم از او حريصتر بر قتل عثمان يافت نمىشد . براى اينكه مردم را دچار شك و ترديد كند ، دست به اينگونه ادّعاهاى دروغين زد . سوگند به خدا ، لازم بود طلحه ، نسبت به عثمان يكى از سه راهحل را انجام مىداد كه نداد : اگر پسر عفّان ستمكار بود چنان كه طلحه مىانديشيد ، سزاوار بود با قاتلان عثمان همكارى مىكرد و از ياران عثمان دورى مىگزيد ، يا اگر عثمان مظلوم بود ، مىبايست از كشته شدن او جلوگيرى مىكرد و نسبت به كارهاى عثمان عذرهاى موجه و عمومپسندى را طرح مىكرد ( تا خشم مردم فرو نشيند ) و اگر نسبت به امور عثمان شك و ترديد داشت ، خوب بود كه از مردم خشمگين كناره مىگرفت و به انزوا پناه برده و مردم را با عثمان وا مىگذاشت . امّا او هيچكدام از سه راهحل را انجام نداد و به كارى دست زد كه دليل روشنى براى انجام آن نداشت و عذرهايى آورد كه مردمپسند نيست . واژهشناسى تجرّد للأمر : خود را تماموقت براى كارى آماده ساخت و در انجام آن تلاش كرد . المظنّة : جايگاه گمان و پندار . أجلب : برافروخت . اللّبس : شبهه و اشكال . در اينجا منظور مكر و فريب است . يوازر قاتليه : كشندهاش را يارى مىكند . ينابذ ناصريه : با يارىكنندهاش پيكار مىكند .