محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

482

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خطبه 170 رهبر به پيروانش دروغ نمىگويد ! « أ رأيت لو أنّ الّذين وراءك بعثوك رائدا تبتغي لهم مساقط الغيث فرجعت إليهم و أخبرتهم عن الكلإ و الماء فخالفوا إلى المعاطش و المجادب ما كنت صانعا قال كنت تاركهم و مخالفهم إلى الكلإ و الماء فقال فامدد إذا يدك فقال الرّجل فو اللّه ما استطعت أن أمتنع عند قيام الحجّة عليّ فبايعته و الرّجل يعرف بكليب الجرميّ . » ترجمه اگر آنها تو را مىفرستادند كه محل ريزش باران را بيابى ، سپس به سوى آنان بازمىگشتى و از گياه و سبزه و آب خبر مىدادى ، اگر مخالفت مىكردند و به سرزمين‌هاى خشك و بىآب روى مىآوردند ، تو چه مىكردى ؟ ( گفت : آنها را رها مىكردم و به سوى آب و گياه مىرفتم . امام عليه السّلام فرمود : ) پس دستت را براى بيعت كردن بگشاى . ( مرد گفت : سوگند به خدا به هنگام روشن شدن حق ، توانايى مخالفت نداشتم و با امام عليه السّلام بيعت كردم . )