محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
480
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
فرمان بريد و در اين راه رياكارى نكنيد كه مستحق نكوهش و عذاب خواهيد شد . ( و اللّه لتفعلنّ أو لينقلنّ اللّه عنكم سلطان الإسلام ثمّ لا ينقله إليكم أبدا ) امام عليه السّلام بين طاعت خالصانه براى خدا و قدرت اسلام ، رابطه برقرار مىكند ؛ قدرت اسلام بدون طاعت خداوند به دست نمىآيد . امام عليه السّلام براى تأكيد سخن خود از ادات قسم استفاده مىكند . شايد پرسيده شود كه در دوره امويان و عباسيان كه طاعت خدا رواج نداشت ، اسلام از قدرت فراوانى برخوردار گشت . پس چگونه سخن امام عليه السّلام درست از كار درمىآيد ؟ شارحان پاسخهاى چندى در اينباره دادهاند كه هيچيك از آنها قانعكننده نيست . به نظر مىرسد كه منظور امام عليه السّلام از طاعت در اينجا ، واگذارى خلافت به اهلبيت است و منظور از قدرت اسلام ، پيادهسازى احكام خداوند ، به بهترين شكل است . امام عليه السّلام ، قدرت اسلام را به مسلمانان پيوند مىدهد تا به اين واقعيت اشاره كند كه اسلام براى همگان و نه تنها طائفه و حزب خاصى است . بنابراين ، قدرت اسلام براى همه مسلمانان است . ( إنّ هؤلاء قد تمالئوا على سخطة إمارتي . . . المسلمين ) ضمير « هؤلاء » به كسانى بازمىگردد كه امور مسلمانان را دگرگون ساختهاند . آنان كسانى مانند طلحه ، زبير و معاويه هستند كه فتنهانگيزى كردند . امام عليه السّلام در اين خطبه ، موضع خويش را نسبت به آنها تبيين كرده و مىگويد كه آنان را ناديده خواهد گرفت و آزارى به ايشان نخواهد رسانيد ؛ تا جايى كه حقوق عمومى جامعه آسيبى نبيند . پس اگر در راه گمراهى خويش پيش رفتند ، امام عليه السّلام هرگز به سكوت خود ادامه نخواهد داد . آن حضرت در اينباره فرمودهاند : « به خدا سوگند ،