محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

455

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

« در آن نهرهايى است از آبى كه [ رنگ و بو و طعمش ] برنگشته و جويهايى از شيرى كه مزه‌اش دگرگون نشود و رودهايى از باده‌اى كه براى نوشندگان لذتى است و جويبارهايى از انگبين ناب و در آنجا از هرگونه ميوه براى آنان [ فراهم ] است و [ از همه بالاتر ] آمرزش پروردگار آنهاست . » « 1 » ( و أمنوا نقلة الأسفار ) بهشتيان دچار بيمارى نمىشوند و هيچ خطرى آنان را تهديد نمىكند . عباراتى شبيه به اين پيش از اين گذشت . « 2 » ( فلو شغلت قلبك أيّها المستمع بالوصول إلى ما يهجم عليك . . . ) اگر نعمت‌هاى بهشتى را به درستى تصور كنى و بشناسى ، با تمام وجود شوق رسيدن به آن را خواهى داشت . در آغاز ورود به بهشت از تو به بهترين شكل استقبال مىكنند و از سوى خدا به تو خوش‌آمد مىگويند . خدا به تو مىگويد : « تو در خانه من و همسايگى من هستى . هرچه دوست دارى بخواه و هرگز شرم مكن كه من هيچ‌چيز را از تو دريغ نمىكنم . » ( مجاورة أهل القبور استعجالا بها ) از شدت شوق بهشت آرزوى مرگ مىكنى تا زودتر به ديدار خداوند و نعمتهاى بهشت دست يا بى . هيچ‌يك از نعمت‌هاى دنيا با نعمت‌هاى بهشتى نزديكى ندارند و تنها در اسم مانند هم هستند . اگر در بهشت هيچ‌چيز جز زندگى بدون نگرانى نباشد ، باز بىاندازه بزرگ و ارزشمند است .

--> ( 1 ) . وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ يَتَغَيَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبِينَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فِيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ محمد صلّى اللّه عليه و إله / 47 : 15 . ( 2 ) . نك : شرح خطبه 109 .