محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

453

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

عساليج : جمع « عسلوج » و به بخشهاى نرم شاخه‌هاى درخت گفته مىشود . طلوع : جمع « طلع » و به برگهاى تازه روييده نخل گفته مىشود . المصفّقة : صاف و خالص شده . المروّقة : شگفت‌انگيز و جالب . ساختار ادبى ببصرك : « ب » زائده و « بصر » مفعول « رميت » است . قوم : خبر براى مبتداى محذوف است و در اصل چنين بوده است : « هم قوم » . شوقا : مفعول‌له براى « زهقت » است . برحمته : جار و مجرور متعلق به « جعلنا » است . شرح و تفسير خداوند ، بهشت را پاداش فرمانبرداران قرار داده است . پاداش شخص كريم به اندازه توانايىاش است و هيچ اندازه‌اى براى پاداش خداوند نيست ؛ بنابراين هيچ حد و اندازه‌اى براى بهشت وجود ندارد ؛ مگر نعمتهاى مادى بهشت كه به طبيعت ماده محدود هستند و اما نعمت خشنودى و رحمت خداوند از تصور و پندار هركسى بيرون است . خداوند گوشه‌هايى از نعمتهاى مادى بهشت را در برخى از آيات توصيف كرده است : « براى كسانى كه تقوا پيشه كرده‌اند نزد پروردگارشان باغهايى است كه از زير [ درختان ] آنها نهرها روان است . در آن جاودانه بمانند و همسرانى پاكيزه و [ نيز ] خشنودى