محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
440
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ضفّتي جفونه و أنّ أنثاه تطعم ذلك ثمّ تبيض لا من لقاح فحل سوى الدّمع المنبجس لما كان ذلك بأعجب من مطاعمة الغراب . ( 4 ) » ترجمه چون خروس مىپرد و چون حيوان نر مست شهوت با جفت خويش مىآميزد . اين حقيقت را از روى مشاهده مىگويم ؛ نه چون كسى كه براساس نقل ضعيفى سخن بگويد . اگر كسى خيال كند باردار شدن طاووس به وسيله قطرات اشكى است كه در اطراف چشم نر حلقه زده و طاووس ماده آن را مىنوشد ، آنگاه بدون آميزش با همين اشكها تخمگذارى مىكند ، افسانهاى بىاساس است ولى شگفتتر از آن نيست كه مىگويند : « زاغ نر طعمه به منقار ماده مىگذارد كه همين عامل باردار شدن زاغ است . » واژهشناسى يفضى ، يؤرّ : اين دو واژه كنايه از ارتباط جنسى هستند . ملاقح : آميزش و برخى نيز آن را به اعضاى تناسلى ترجمه كردند . الغلمة : شيفتگى جنسى . الضّراب : آميزش . تسفح : مىفرستد . ضفّة النهر : كناره رود ؛ ضفّة البحر : ساحل دريا . تطعم : مىچشد . المنبجس : برآمده و جوشيده .