محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
439
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( إذا درج إلى الأنثى نشره من طيّه ) همه حيوانات نر خود را در برابر مادهها جلوه مىدهند ؛ بهويژه هنگامى كه قصد ارتباط جنسى دارند . پرندهشناسان مىگويند كه پرندههاى نر هستند كه آواز مىخوانند و مادهها تقريبا هيچ آوازى نمىخوانند . يكى از دلايل آوازخوانى نرها ، شيفته كردن مادهها به خود است . . . همچنين پرندهها گاه دم خود را گسترانيده و با آن بازى مىكنند ؛ همانند انسان كه با انگشتهاى خود بازى مىكند . در اين بين طاووس از زيباترين و بلندترين و پهنترين دم برخوردار است ؛ بهگونهاى كه مىتواند آن را همانند چتر بر سر خود بگيرد . ( كأنّه قلع داريّ عنجه نوتيّه . . . ) واژه « قلع » به معناى بادبان است و « دارى » به ملوانى گفته مىشود كه از بادبان نگهدارى و به آن رسيدگى مىكند . « نوتى » نيز به همين معنى است . تكرار ملوان در خطبه از جهت خطابهسرايى است . برخى از شارحان نيز گفتهاند كه منظور از « دارى » كسى است كه از منطقه « دارين » « 1 » ، با خود عطر مىآورد . اين تفسير دور از ظاهر كلام است . ( يختال بألوانه ) از رنگهاى دماش خوشش مىآيد . ( و يميس بزيفانه ) با حركت دادن دماش ، فخرفروشى مىكند . طاوس و شهوت جنسى ( 4 ) « يفضي كإفضاء الدّيكة و يؤرّ بملاقحه أرّ الفحول المغتلمة للضّراب أحيلك من ذلك على معاينة لا كمن يحيل على ضعيف إسناده و لو كان كزعم من يزعم أنّه يلقح بدمعة تسفحها مدامعه فتقف في
--> ( 1 ) . « دارين » نام شهرى بر ساحل دريا است كه از آن عطر آورده مىشد . نك : لسان العرب : 4 / 300 ؛ شرح نهج البلاغه ، محمد عبده : 2 / 77 .