محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

432

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

ترجمه خداوند پديده‌هاى شگفتى از جانداران حركت‌كننده و بىجان ، برخى ساكن و آرام ، بعضى حركت‌كننده و بىقرار ، آفريده است و شواهد و نمونه‌هايى از لطافت صنعت‌گرى و قدرت عظيم خويش به پا داشته ؛ چندان‌كه تمام انديشه‌ها را به اعتراف واداشته و سر به فرمان او نهاده‌اند و در گوش‌هاى ما بانگ براهين يكتايى او پيچيده است ؛ آن‌گونه كه پرندگان گوناگون را بيافريد و آنان را در شكاف‌هاى زمين و رخنه دره‌ها و فراز كوه‌ها مسكن داد ؛ با بال‌هاى متفاوت و شكل و هيأتهاى گوناگون ، كه زمام آنها به دست اوست ، پرندگانى كه با بالهاى خود در لابلاى جوّ گسترده و فضاى پهناور پرواز مىكنند . آنها را از ديار نيستى در شكل و ظاهرى شگفت‌آور بيافريد و استخوان‌هاشان را از درون در مفصل‌هاى پوشيده از گوشت به هم پيوند داد . برخى از پرندگان را كه جثه سنگين داشتند از بالا رفتن و پروازهاى بلند و دور بازداشت ؛ آنگونه كه آرام و سنگين در نزديكى زمين بال مىزنند . پرندگان را با لطافت قدرتش و دقّت صنعتش ، در رنگ‌هاى گوناگون با زيبايى خاصّى رنگ‌آميزى كرد . گروهى از آنها را تنها با يك رنگ بياراست كه رنگ ديگرى در آن راه ندارد ، دسته‌اى ديگر را در رنگ مخالف آن فروبرد ؛ جز اطراف گردنشان كه چونان طوقى آويخته ، مخالف رنگ اندامشان است . واژه‌شناسى نعق : فرياد برآورد . ذرأ : آفريد . أخاديد : جمع « أخدود » به معناى شكاف مستطيلىشكل در زمين .