محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
393
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
يتناسلون و لا يتزاورون و لا يتحاورون فاحذروا عباد اللّه حذر الغالب لنفسه المانع لشهوته النّاظر بعقله فإنّ الأمر واضح و العلم قائم و الطّريق جدد و السّبيل قصد . ( 3 ) » ترجمه بندگان خدا ، شما را به ترسيدن از خدا و فرمانبردارى او سفارش مىكنم كه نجات فردا و مايه رهايى جاويدان است . خدا آنگونه كه سزاوار بود شما را ترسانيد و چنان كه شايسته بود اميدوارتان كرد و دنيا و بىاعتبارى آن و نابود شدنى بودن و دگرگونى آن را براى شما تعريف كرد . پس از آنچه در دنيا شما را به شگفتى وامىدارد روى گردانيد ، زيرا كه مدت كوتاهى در آن اقامت داريد . دنيا به خشم خدا نزديكترين و از خشنودى خدا دورترين جايگاه است . پس اى بندگان خدا ، از غم و اندوه و سرگرمىهاى دنيا چشم برگيريد ، زيرا شما به جدايى و دگرگونيهاى امور دنيايى يقين داريد و چونان دوست مهربانى كه نصيحتگر و كوشا براى نجات رفيقش تلاش كند ، خويشتن را از دنيا دور نگهداريد و از آنچه بر گذشتگان شما رفت ، عبرت گيريد كه چگونه بندبند اعضاى بدنشان از هم گسست ، چشم و گوششان نابود شد ، شرف و شكوهشان از خاطرهها محو گرديد و همه ناز و نعمتها و رفاهها و خوشىها پايان گرفت كه نزديكى فرزندان ، به دورى و از دست دادنشان و همدمى همسران ، به جدايى تبديل شد . ديگر نه به هم مىنازند و نه فرزندانى مىآورند و نه يكديگر را ديدار مىكنند و نه در كنار هم زندگى مىكنند . پس اى بندگان خدا ، بپرهيزيد ؛ چونان پرهيز كسى كه به نفس خود چيره و بر