محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
377
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
( و إن شئت ثنّيت بموسى كليم اللّه . . . ) موسى هراسان از مصر گريخت و مزدوران فرعون در تعقيبش بودند ؛ او هشت روز تمام در دل صحرا بدون مركب و توشه راه رفت و غذايش ، گياهان خودرو بود ؛ تا آنكه خستگى او را از پاى درآورد و گرسنگى استخوانش را به درد آورد و گوشت بدنش آب شد . آنگاه ، رو به خداوند كرد و تنها قطعه نانى از او خواست ؛ تا گرسنگىاش را بر طرف كند و خطر مرگ را از خود دور كند . « 1 » از اين داستان نتيجه مىگيريم كه دنيا تنها براى رفع نيازهاى آدمى در خوراك و مسكن و . . . است و نبايد ، براى ذخيره كردن ثروتها و تفاخر با آنها ، به كار گرفته شود . اگر ، دنيا براى اين هدف ، آفريده شده بود ، خداوند پيامبرانش را از آن محروم نمىكرد . ( و إن شئت ثلّثت بداود صاحب المزامير . . . ) تورات كنونى گناهانى شرمناك به داود نسبت مىدهد . اما قرآن به محمد صلّى اللّه عليه و إله سفارش مىدهد كه همانند داود صبور و بردبار باشد : « بر آنچه مىگويند صبر كن و داوود ، بنده ما را كه داراى امكانات [ متعدّد ] بود به ياد آور . آرى ، او بسيار بازگشتكننده [ به سوى خدا ] بود . » « 2 » در كتابهاى حديث نيز مىخوانيم كه داود بسيار از ترس خدا مىگريست و شبها را بيدار مىماند و روزها را روزه مىگرفت و تنها از دسترنج خود غذا مىخورد . اين در حالى بود كه پادشاهى او چهل سال به طول انجاميد . از سيره زندگى داود نتيجه مىگيريم كه با وجود چيرگى در دنيا نبايد جز از دسترنج خويش خورد .
--> ( 1 ) . تفسير الميزان : 16 / 28 ؛ تفسير قرطبى : 13 / 266 . ( 2 ) . اصْبِرْ عَلى ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْدِ إِنَّهُ أَوَّابٌ ص / 38 : 17 .