محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
374
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
تنبت الأرض للبهائم و لم تكن له زوجة تفتنه و لا ولد يحزنه و لا مال يلفته و لا طمع يذلّه دابّته رجلاه و خادمه يداه . ( 9 ) » ترجمه براى تو كافى است كه راه و رسم زندگى پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و إله را اطاعت نمايى ، تا راهنمايى خوبى براى تو در شناخت بدىها و عيبهاى دنيا و رسوايىها و زشتىهاى آن باشد ، چه اينكه دنيا از هر سو بر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بازداشته و براى غير او گسترانده شد ، از پستان دنيا شير نخورد و از زيورهاى آن فاصله گرفت . اگر مىخواهى دومى ؛ موسى عليه السّلام و زندگى او را تعريف كنم ؛ آنجا كه مىگويد : « پروردگارا هرچه به من از نيكى عطا كنى نيازمندم . » به خدا سوگند ، موسى عليه السّلام جز قرص نانى كه گرسنگى را بر طرف سازد چيز ديگرى نخواست ، زيرا موسى عليه السّلام از سبزيجات زمين مىخورد ، تا آنجا كه بر اثر لاغرى و آب شدن گوشت بدن ، سبزى گياه از پشت پردهى شكم او آشكار بود . و اگر مىخواهى سومى ؛ حضرت داوود عليه السّلام صاحب نىهاى نوازنده و خواننده بهشتيان را الگوى خويش سازى ، كه با هنر دستان خود از ليف خرما زنبيل مىبافت و از همنشينان خود مىپرسيد چهكسى از شما اين زنبيل را مىفروشد و با بهاى آن به خوردن نان جوى قناعت مىكند . و اگر خواهى از عيسى بن مريم عليه السّلام بگويم ، كه سنگ را بالش خود قرار مىداد ، لباس پشمى خشن به تن مىكرد و نان خشك مىخورد ، نان خورش او گرسنگى و چراغش در شب ، ماه و پناهگاه زمستان او شرق و غرب زمين بود ، ميوه و گل او سبزيجاتى بود كه زمين براى چهارپايان مىروياند . زنى نداشت كه او را فريفته خود سازد ، فرزندى نداشت تا او را غمگين سازد ،