محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

372

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

خدا مىترسى ، چرا كه بيشتر مردم دنيا را دوست دارند و آخرت را از ياد مىبرند و از كيفر نزديك ، بيش از كيفر دور در هراس هستند . از اين‌رو خداوند از قصاص به عنوان مايه زندگى جامعه ياد كرده است . « 1 » البته برخى خداوند را با چشم دل ديده و ايمانى حقيقى به او دارند كه از قاعده پيش‌گفته مستثنى هستند . به هر روى امام عليه السّلام درباره كسانى سخن مىگويد كه محبت دنيا در دلشان نفوذ كرده و در پى شهوات برآمده‌اند و چنين كسى هرگز نمىتواند ، ترسى راستين از خدا داشته باشد . ( و كذلك من عظمت الدّنيا في عينه و كبر موقعها من قلبه آثرها على اللّه تعالى فانقطع إليها و صار عبدا لها ) دو چيز همانند سايه دنبال صاحبشان هستند : كسى كه دنيا در چشمش بزرگ گردد ، آن را بر فرمانبردارى از خدا ترجيح مىدهد و كسى كه خداوند در نزدش بزرگ گردد ، بندگى او را بر همه دنيا ترجيح مىدهد . امام عليه السّلام در يكى از حكمتهاى خويش مىفرمايد : « دنيا ( ى حرام ) و آخرت ، دو دشمن متفاوت و دو راه جداى از يكديگرند . پس كسى كه دنياپرست باشد و به آن عشق ورزد ، به آخرت كينه ورزد و با آن دشمنى خواهد كرد و آن دو همانند شرق و غرب از هم دورند و رونده به سوى آن دو ، هرگاه به يكى نزديك شود از ديگرى دور مىگردد و آن دو همواره

--> ( 1 ) . وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ( و اى خردمندان ، شما را در قصاص زندگانى است ، باشد كه به تقوا گراييد ) بقره / 2 : 179 .