محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
36
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ترجمه ما افراد را داور قرار نداديم ، تنها قرآن را به حكميّت ( داورى ) انتخاب كرديم ( كه آنها بر سر نيزهاش كردند و داورى آن را مىخواستند ) اين قرآن ، خطّى نوشته شده است كه ميان دو جلد پنهان است ، زبان ندارد تا سخن گويد و نيازمند به كسى است كه آن را بيان كند و همانا انسانها مىتوانند از آن سخن گويند و هنگامى كه شاميان ما را دعوت كردند تا قرآن را ميان خويش داور گردانيم ، ما گروهى نبوديم كه به كتاب خداى سبحان پشت كنيم ؛ در حالىكه خداى بزرگ فرمود : « اگر در چيزى خصومت كرديد آن را به خدا و رسول باز گردانيد . » بازگرداندن آن به خدا اين است كه كتاب او را به داورى بپذيريم و بازگرداندن به پيامبر صلّى اللّه عليه و إله اين است كه سنّت او را انتخاب كنيم ، پس اگر از روى راستى به كتاب خدا داورى شود ، ما از ديگر مردمان به آن سزاوارتريم و اگر در برابر سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله تسليم باشند ، ما بدان اولى و برتريم . امّا سخن شما كه چرا ميان خود و آنان براى حكميّت ( داورى ) مدّت تعيين كردى ؟ من اين كار را كردم تا نادان ، خطاى خود را بشناسد و دانا بر عقيده خود استوار بماند و اينكه شايد در اين مدّت آشتى و ترك جنگ ، خدا كار امّت را اصلاح كند و راه تحقيق و شناخت حق باز شود تا در جستجوى حق شتاب نورزند و تسليم اوّلين فكر گمراهكننده نگردند . همانا برترين مردم در پيشگاه خدا كسى است كه عمل به حق در نزد او دوستداشتنىتر از باطل باشد ؛ هرچند اين كار از قدر او بكاهد و به او زيان رساند و باطل به او سود رساند و بر قدر او بيفزايد .