محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
348
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
ما عمل مىكند و اما در جايى كه مسلمان از خوردن گوشت خوك و يا هندو از خوردن گوشت گاو احساس عذاب وجدان مىكند ، در اين موارد وجدان اكتسابى در او فعال شده است . پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در حديثى به وجدان فطرى اشاره مىكند : « كار نيك ، آن است كه نفس و دل آدمى به آن آرام گردد و گناه آن است كه شك و ترديد را در آدمى متشعل ساخته و نگرانى در او پديد مىآورد ؛ حال مردم هر نظرى درباره اين كار داشته باشند . » « 1 » وجدان اكتسابى نيز در دين اسلام ، بيشتر برپايه وجدان فطرى استوار است و بلكه هر ارزشى در اسلام ، اگر مستقيم يا غيرمستقيم به فطرت بازگردد ، غيرمعتبر است . اگر وجدان فطرى را از آدمى بگيريم ، تفاوتى بين او و حيوان نخواهد بود و ديگر نمىتوان سخن از درست و نادرست و خوب و بد زد . ( يذهب اليوم بما فيه و يجيء الغد لاحقا به . . . ) روزها با شتاب مىآيند و مىروند و گويى فرقى بين گذشته و آينده نيست و كوتاه و بلند همگى يكسان هستند و ما در اين زندگى تنها ، مهمانانى موقتى هستيم . اين سنت خداوند در طول تاريخ بشريت است . حال آيا ، پس از اين زندگى موقت ، زندگى دائمى ديگرى در كار هست ؟ پيش از اين به شيوههاى مختلفى به اين پرسش پاسخ داده شد . خلاصه آن چنين است كه ايمان به خداوند و عدالتش ، ناگزير آدمى را به ايمان به جهان آخرت مىرساند و تفكيك بين اين دو محال است ؛ زيرا ايمان به عدالت الهى ، به اين معنا است كه سرنوشت انسان نيكوكار و بدكار يكسان نيست و بدكاران از كيفر و نيكوكاران از پاداش به دور نخواهند بود .
--> ( 1 ) . وسائل الشيعة : 27 / 166 ح 3 ؛ مسند احمد : 4 / 228 .