محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

340

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

بيافزايد . ( و دليلا على آلائه و عظمته ) حمد نخست در برابر نعمتهاى خداوند است و حمد دوم براى بزرگى و عظمت خداوند . ( عباد اللّه إنّ الدّهر يجري بالباقين كجريه بالماضين لا يعود ما قد ولّى منه و لا يبقى سرمدا ما فيه ) آيندگان در پى گذشتگان نداى مرگ را لبيك مىگويند و هيچ‌كسى از بزرگ و كوچك و كافر و پيامبر و . . . از آن فرارى ندارد . آنانى كه مرده‌اند نيز ديگر به اين دنيا بازنمىگردند و هريك را موعدى قطعى براى مرگ است كه تا آن روز ، زمانى در اختيار دارند . ( آخر فعاله كأوّله متشابهة أموره ) سنت خداوند يكسان است . او پادشان بسيارى را در گذشته‌ها از بين برده و ديگران را جايشان قرار داده است . او اكنون نيز چنين مىكند و در آينده نيز چنين خواهد بود . بنابراين ، منظور از « دهر » در اين‌جا آفريننده آن يعنى خداوند است . واژه « دهر » در اين‌جا نشانگر مرور زمان و تعداد شب‌ها و روزها است كه به زودى در پى هم گذر كرده و ما گذر آنها را احساس نمىكنيم . حديثى از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله نقل شده كه فرمود : روزگار را نفرين نكنيد كه روزگار همان خداوند است . اگر اين حديث از پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درست باشد ، منظور پيامبر صلّى اللّه عليه و إله آفريدگار روزگار است ؛ چه اين‌كه واژه « دهر » بر ذات و صفات خداوند اطلاق نمىشود . ابن جوزى در كتاب « صيد الخاطر » مىگويد : « كسانى كه روزگار را ناسزا مىگويند ، كافر هستند ؛ بلكه از كافران بدترند . خداوند آنان را استوار نگرداند و به راه راست هدايت نكند . » « 1 »

--> ( 1 ) . صيد الخاطر : 385 .