محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
30
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
شوند ؛ زيرا پرچم محورى است كه جنگجويان را سامان مىدهد و گردونه نبرد پيرامون آن مىچرخد . ( أجزأ امرؤ قرنه ) « اجزا » به معناى به اندازه بودن است و « القرن » به سربازى گفته مىشود كه در برابر رزمنده آشكار مىشود . منظور اين است كه رزمنده بايد در برابر دشمن ايستادگى كند و به او اجازه فرار ندهد . ( و آسى أخاه بنفسه ) اگر مبارز بتواند به برادر نيازمندش كمك كند ، پس ضرورى است چنين كارى را انجام دهد . ( و لم يكل قرنه إلى أخيه فيجتمع عليه قرنه و قرن أخيه ) رزمنده در برابر سرباز دشمنى كه با او مىجنگد ، استوارى كند و از استقامت و پايدارى كم نگذارد و فرار نكند . زيرا فرار آن رزمنده موجب مىشود جنگجوى طرف مقابل او كنار ديگر يارانش قرار گيرد و بر تعداد دشمنان در مقابل رزمندگان خودى افزوده شود . بنابراين رزمنده فرارى از جنگ ، دشمن را يارى داده و خواسته و ناخواسته او را تقويت كرده است . ( و ايم اللّه لئن فررتم من سيف العاجلة لا تسلموا من سيف الآخرة ) اگر گريز از مبارزه به دليل ترس از كشته شدن است ، آيا از مرگ و مكافات گريزگاهى هست ؟ آيا از مرگى باشكوه و بزرگ و با كرامت فرار مىكنيد تا سرانجام به مرگى همراه با پستى و خوارى دچار شويد ؟ و از خشنودى خدا به خشم او مىگريزيد ؟ ( و أنتم لهاميم العرب و السّنام الأعظم ) شما از بزرگان و سروران عرب هستيد و موقعيت و تبارى ويژه داريد . سنام به برآمدگى پشت شتر گفته مىشود . بنابراين عبارت « سنام قومه » به معناى سرآمد و بزرگ قوم است . ( إنّ في الفرار موجدة اللّه ) گريختن از جنگ ، خشم خدا را برمىانگيزد ( و الذّلّ اللّازم ) و مايه ننگ تا پايان عمر است ( و العار الباقي ) و سرافكندگى آن به